بزرگسالی
-
تاریخ: 1405/4/22 ساعت: 1:38
بزرگسالیسلام!بازم مثل همیشه بعد از مدتها (حتی شاید بشه گفت سالها) اومدم اینجا بنویسم.عجیبه. همیشه با خودم فکر میکنم که اگه ناگهان یاد کسی یا چیزی میفتم، با احتمال خیلی بالا اون لحظه اون فرد داشته بهم فکر میکرده. یه جورایی میشه گفت تلهپاتی رو قبول دارم. در مورد وبلاگم الان نمیدونم چی باید فکر کن...
دیگه چه خبر؟
-
تاریخ: 1401/2/10 ساعت: 13:59
It's me سه شنبه بیستم مهر ۱۴۰۰، 11:46 سلام!از سر کلاس ک. دارم اینجا مینویسم. بالاخره سالی یه بار یاد اینجا میافتم، یه سر و سامونی به قالب میدم، لینک آهنگو چک میکنم میبینم کار نمیکنه عوضش میکنم و همین کارا. اینجا مثل یه خونهی قدیمیه که یه وقتایی تنها مامنم بود، شاهد گریههام و غصههام بود. انگار دوستای...
من قدیم یا جدید؟!
-
تاریخ: 1399/2/10 ساعت: 12:50
چه حسxa0عجیبیه که بعد از این همه مدت سر زدم و هنوز یادم بود اسم وبلاگم چیه. انگار که خودمو از سالها قبل نفرین کرده باشم با این اسم. شایدم تقصیر من نبوده نمیدونم.آخرین باری که اومدم از نتایج کنکور خبر
حالم خوبه...!
-
تاریخ: 1397/8/10 ساعت: 21:50
سلام.xa0 بازم اومدم من :)) خوشحالم که ایندفعه به عنوان یک معلق در خلا صحبت میکنم! چون در زمانی به سر میبرم که نه دانشجو ام نه دانش آموز و این حس خوبیه. کنکور؟ خوب نبود. ولی خب فعلا جمعو جور شدم و دعا میکنم نتایج نیان اصلا قرآنمم همون سال کنکور به تعویق افتاد. نتونستم ادامه بدم والیبالو تازه دو جلسه ...
عوضش کن!
-
تاریخ: 1396/5/28 ساعت: 3:16
امروز بعد از مدتها، روزها، ماه ها اومدم اینجا!دلم خواست همه چیو عوض کنم. میخوام از روزای بد بگذرم...! میخوام دیگه اینجا بوی غم نده! میخوام هیچ جای دنیام بوی غمو نشنوم. دنبال تغییرم! میخوام همه بدیا پاک بشن و شدن! هم قالب هم اسم هم متن خلاصه و همه و همه چی! مخصوصا اهنگ هم عوض شده. خوشحالم! خیلی زیاد ...
بگذر تا جهان تازه شود...
-
تاریخ: 1396/5/28 ساعت: 3:16
خب، امروزم مث خیلی از روزایی که باید برم مدرسه با غر شروع شد!و با خنده هم تموم شد البته. انقدر که آقای ک. مارو خندوند با اون خاطره تعریف کردنش!!! خیلی با مزه س اخه خندش! همه از خندش بیشتر خندشون میگیره! - چرا انقدر بعضی روزای زندگی بی دلیل قشنگ میشن؟ + چون تغییر زیباست!xa0 امروزعوض کردم خیلی چیزارو!...
دوراهی :)
-
تاریخ: 1395/8/11 ساعت: 11:14
بعضی آهنگاهم هستن که هم انقد خوبن که حسو حالتو مث قدیما میکنن و هم انقد بدن، که تمام خاطره هاتو میارن جلو چشمت صدای خنده هات انگار تو گوشِت مدام ریپیت میشه... تکرارو تکرار... و این تکرار اصلا قشنگ نیست.اصن آدم میمونه تو ی دوراهی! هم میخواد گوش بده، هم گوش دادنش مساویه با خروج از زمانِ حال! #خدایا_مر...
نمیبخشم
-
تاریخ: 1395/7/25 ساعت: 11:00
امشبم از اون شباییه ک قرار نیست راحت تموم شه قرار نیست زود صبح شه قرار نیست اروم بگیرم... دلم براش تنگ شده...این لامصب براش تنگ شده نمیتونم خودمو نگه دارم دیگه نمیتونم یهویی همه چیز دس ب دست هم دادن ک دلم واسش تنگ شه خیلی تنگ چجوری رد شم از اینهمه احساس خدایا چرا چرا د اخه من ب فدات چی تو من دیدی ک ...
روح
-
تاریخ: 1395/7/25 ساعت: 10:59
سلام اتفاقای جدیدی داره میفتهxa0 هه نمیدونم خوبن یا بد ولی هرچی ک هس تغییرهxa0 خستم سرم درد میکنه کوفتس بدنمxa0 امتحاناهم ک خوب بودن فقط عربیو خیلی خراب کردم و حالا هم ک یشتبه فیزیک دارم حوصله ی هیچ کس و هیچ چیزو ندارم یجودایی انگار همه فراموشم کردن خیلیم راحت فراموش کردن انگار دیگه نیستم انگار ی رو...
سریعتر
-
تاریخ: 1395/7/25 ساعت: 10:59
خیلی بی رحمی میدونی خیلی... با کسی ک..میدونی دوستت داره با کسی ک میدونی جقد زحر کشیده با کسی ک میدونی داداشش بودی انقد بی رحمی نکن قلب دیگه برام نمونده لعنتیا دیگه نمونده خستم کردین خسته شدم چرا ی بار منو ندیدی همه بی رحمیو با من یاد گرفتن انگار خداxa0 خدا تا کی خستم دیگه نمیتونم نمیتونم این شوک هار...
چی کجا کی
-
تاریخ: 1395/7/25 ساعت: 10:59
ی حسی دارم انگار یکی دستشو گذاشته رو گلوم و دارهدخفم میکنه خفه دارن...دارم میمیرمxa0 دوباره تنگی نفسم اومده سراغم چرا با هام اینکارارا میکنین چرا منوهمش...من دیگه نمیتونم یعنق نه دیوونه شدم دیوونه دیوونه دیگه دارم میپوسم دیگه نمیدونم چیکار کنم اخهچیکار کنم خدا خودت میبینی تو چ وعضیم ن؟ خدآآآآآ خدا خ...
سالها بعد...!
-
تاریخ: 1395/7/25 ساعت: 10:59
سلام! سلام وبلاگ عزیزم!بعد مدتها(و شاید به قول خودم سالهـا!) اومدم که دوباره اینجا بنویسم! نوشتنو نه هیچوقت رها نکردم...شاید تنها محرم راز های من دفترخاطرات های پر از درد و گاهی هم خوشحالیم باشه....اما روزای گذشته الان خیلی دور به نظرم میان...خیلی دور "همیشه بغض تو دنیامو لرزوند..." دنیا خیلی عوض شد...
آخ دلم خواست!
-
تاریخ: 1395/7/25 ساعت: 10:59
سلام... امروزم ی روزیع بدتر از روزایی ک گذشت! دلیلش چیه، خب خودم خیلی خوب میدونم! اما هرچی ک هست حالمو خیلی بد کرده.ی اتفاق کوچیک که همه ی خاطراتو زنده میکنه برات... و باعث میشه ب شدت ب یک نفر ک دوستت داشته باشه و بیاد جلوت، عمیق نگا کنه تو چشات و محکم بگه: من هستم کنارت!غصه ی چیو میخوری؟xa0 نیازمند...
مواظب بودن سخت نیست...
-
تاریخ: 1395/7/25 ساعت: 10:59
حتی ی آدم مجازی هم میتونه نفستو بند بیاره. چ برسه ب ادمای واقعی :) "مواظب حرفامون باشیم"