خرید بک لینک
بزرگسالیسلام!بازم مثل همیشه بعد از مدت‌ها (حتی شاید بشه گفت سال‌ها) اومدم اینجا بنویسم.عجیبه. همیشه با خودم فکر میکنم که اگه ناگهان یاد کسی یا چیزی میفتم، با احتمال خیلی بالا اون لحظه اون فرد داشته بهم فکر می‌کرده. یه جورایی می‌شه گفت تله‌پاتی رو قبول دارم. در مورد وبلاگم الان نمیدونم چی باید فکر کنم :)خیلی گذشته. آخرین پستم رو که خوندم خیلی چیزا رو یادم نمیومد ازش. زندگی خیلی عوض شده. من دیگه اونجا زندگی نمی‌کنم، دیگه اون درد رو حس نمی‌کنم و فقط خاطرات محوی از چیزی که تجربه کردم و حسی که داشتم ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: ماهان رضوانی تاريخ: دوشنبه 22 تير 1405 ساعت: 1:38

It's me سه شنبه بیستم مهر ۱۴۰۰، 11:46 سلام!از سر کلاس ک. دارم اینجا مینویسم. بالاخره سالی یه بار یاد اینجا میافتم، یه سر و سامونی به قالب میدم، لینک آهنگو چک میکنم میبینم کار نمیکنه عوضش میکنم و همین کارا. اینجا مثل یه خونهی قدیمیه که یه وقتایی تنها مامنم بود، شاهد گریههام و غصههام بود. انگار دوستایی داشتم که میومدن تو این خونهم و میذاشتن سرمو روی شونهشون بذارم.اما خب الان یه جورایی همه رفتیم. به تلگرام، به اینستا، یا حتی چه بهتر: به درون زندگی واقعیمون که در جریانه.آخرین مطلبی که نوشته بودم درگیر تولدش بودم. اینکه براش ویدیو بگیرم، این که بهش ایمیل بزنم.ویدیوش رو درست کردم. انقد تعجب کرد که فک کنم یه درجه حسش بهم بیشتر شد. وقتی فهمید دارم براش شال میبافم یهو شوکه شد، دست و پاشو گم کرد  گفت داره بهم حس پیدا میکنه و میخواد یه مدت فاصله بگیره ازم تا بتونه حسشو خاک کنه. برام عجیب و دردناک بود، چرا باید همچین کاری بکنه؟ چرا باید بخواد دوست داشتنمو ترک کنه؟اون موقع نفهمیدم ولی الان میدونم که جسارت نداشت. خیلیه که به کسی این قدرتو بدی تا نابودت کنه، ولی بهش اعتماد کنی که این کارو نمیکنه. الان که دردی مث وجود یه چاقو تو سینهم هست اینو میفهمم. من خیلی دوستش داشتم و تردیدهای اون نتونست متوقفم کنه.یک سال رابطه و تمام شد همه چی. همه چی.الان برام غریبهس و بیشتر از یک ماه و نیمه که ازش هیچ خبری ندارم. شنیدم آزمون زبانشو خیلی خوب داده. خوشحال شدم ولی برای خودم غصه خوردم. برای خودم که تا چند روز پیش هم، نمیتونستم روی یک صادامه مطلب

برچسب: نویسنده: ماهان رضوانی تاريخ: شنبه 10 ارديبهشت 1401 ساعت: 13:59

چه حس عجیبیه که بعد از این همه مدت سر زدم و هنوز یادم بود اسم وبلاگم چیه. انگار که خودمو از سالها قبل نفرین کرده باشم با این اسم. شایدم تقصیر من نبوده نمیدونم.آخرین باری که اومدم از نتایج کنکور خبر ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: ماهان رضوانی تاريخ: چهارشنبه 10 ارديبهشت 1399 ساعت: 12:50

سلام. بازم اومدم من :)) خوشحالم که ایندفعه به عنوان یک معلق در خلا صحبت میکنم! چون در زمانی به سر میبرم که نه دانشجو ام نه دانش آموز و این حس خوبیه. کنکور؟ خوب نبود. ولی خب فعلا جمعو جور شدم و دعا میکنم نتایج نیان اصلا قرآنمم همون سال کنکور به تعویق افتاد. نتونستم ادامه بدم والیبالو تازه دو جلسه رفتم، حالم خوبه ولیادامه مطلب

برچسب: نویسنده: ماهان رضوانی تاريخ: پنجشنبه 10 آبان 1397 ساعت: 21:50

امروز بعد از مدتها، روزها، ماه ها اومدم اینجا!

دلم خواست همه چیو عوض کنم. میخوام از روزای بد بگذرم...!

میخوام دیگه اینجا بوی غم نده! میخوام هیچ جای دنیام بوی غمو نشنوم.

دنبال تغییرم!

میخوام همه بدیا پاک بشن

و شدن!

هم قالب هم اسم هم متن خلاصه و همه و همه چی!

مخصوصا اهنگ هم عوض شده.

خوشحالم! خیلی زیاد

خدایا مثل همیشه، خوشحالم هستی!


برچسب: عوضش, نویسنده: ماهان رضوانی تاريخ: شنبه 28 مرداد 1396 ساعت: 3:16

خب، امروزم مث خیلی از روزایی که باید برم مدرسه با غر شروع شد!و با خنده هم تموم شد البته. انقدر که آقای ک. مارو خندوند با اون خاطره تعریف کردنش!!! خیلی با مزه س اخه خندش! همه از خندش بیشتر خندشون میگیره! - چرا انقدر بعضی روزای زندگی بی دلیل قشنگ میشن؟ + چون تغییر زیباست! امروزعوض کردم خیلی چیزارو! خوشحالم! خدایا... آرامشمو مدیون توام! دارم قرآن حفظ میکنم، در عین حال ۹۷ هم کنکور دارم ولی اینکار آرامش زیادی بم میده! ذوق میکنم! هنوز ۱ جز نشده. خونه حفظ میکنم، تنها! و فعلا ۶۳ آیه از سوره ی بقره. ساعت درس خوندنم هرروز زیاد میشه! خیلی خوشحالم! کاش رتبه ی میخوامو بیارم! همایش دانشگاهم میخوام برم! میادامه مطلب

برچسب: بگذر,جهان,تازه,شود, نویسنده: ماهان رضوانی تاريخ: شنبه 28 مرداد 1396 ساعت: 3:16

بعضی آهنگاهم هستن که هم انقد خوبن که حسو حالتو مث قدیما میکنن و هم انقد بدن، که تمام خاطره هاتو میارن جلو چشمت صدای خنده هات انگار تو گوشِت مدام ریپیت میشه... تکرارو تکرار... و این تکرار اصلا قشنگ نیست.اصن آدم میمونه تو ی دوراهی! هم میخواد گوش بده، هم گوش دادنش مساویه با خروج از زمانِ حال! #خدایا_مرسی_که_هستیادامه مطلب

برچسب: دوراهی امیر عظیمی,دوراهی عشق و هوس,دوراهی قپان,دوراهی میثم ابراهیمی,دوراهی عشق,دوراهی متن,دوراهی امیر عظیمی متن,دوراهی متن اهنگ, نویسنده: ماهان رضوانی تاريخ: سه شنبه 11 آبان 1395 ساعت: 11:14

امشبم از اون شباییه ک قرار نیست راحت تموم شه قرار نیست زود صبح شه قرار نیست اروم بگیرم... دلم براش تنگ شده...این لامصب براش تنگ شده نمیتونم خودمو نگه دارم دیگه نمیتونم یهویی همه چیز دس ب دست هم دادن ک دلم واسش تنگ شه خیلی تنگ چجوری رد شم از اینهمه احساس خدایا چرا چرا د اخه من ب فدات چی تو من دیدی ک فک کردی طاقت تحمل اینهمه دردو دارم اخه فاطمه بمیره چرا فک کردی اسونه تحمل اینهمه عشق و تهشم ی دروغ خداجونم چطور شد چرا اون دوسال انقد احمق بودم چطور نفهمیدم ک نباید وابسته شم اما نه من میدونستم من همه چیزو میدونستم.شاید ب این شکل نه ولی میدونستم میدونستم دوستم نادامه مطلب

برچسب: نمی بخشم تورا,نمیبخشمت,نمی بخشم,نمی بخشمت بخاطر,نمی بخشم کسانی را که,نمیبخشم تورو مهستی,هرگز نمی بخشمت,نمیبخشم مازیار فلاحی,نمیبخشمت لعنتی,نامرد نمی بخشمت, نویسنده: ماهان رضوانی تاريخ: يکشنبه 25 مهر 1395 ساعت: 11:00

سلام اتفاقای جدیدی داره میفته هه نمیدونم خوبن یا بد ولی هرچی ک هس تغییره خستم سرم درد میکنه کوفتس بدنم امتحاناهم ک خوب بودن فقط عربیو خیلی خراب کردم و حالا هم ک یشتبه فیزیک دارم حوصله ی هیچ کس و هیچ چیزو ندارم یجودایی انگار همه فراموشم کردن خیلیم راحت فراموش کردن انگار دیگه نیستم انگار ی روحم ک ادما هروقت بخوان ی دکمه ی روشنو میزنن سوالشونو میپرسن حرفشونو میزنن کمکشو نو میخوان کارشون ک تموم میشه باز دکمه رو خاموش میکنن و ازت فقط ی روح همیشهخسته باقی میمونه ی روح ک دیده نمیشه من دوست ندارم روح باشم ولیزاحساس میکنم خیلی خستم خیلیادامه مطلب

برچسب: روحانی,روح,روح الله داداشی,روحي الصفدي,روحي تحبك,روح الله حسینیان,روحاني,روحي,روح القدس,سنج, نویسنده: ماهان رضوانی تاريخ: يکشنبه 25 مهر 1395 ساعت: 10:59

خیلی بی رحمی میدونی

خیلی...

با کسی ک..میدونی دوستت داره با کسی ک میدونی جقد زحر کشیده با کسی ک میدونی داداشش بودی انقد بی رحمی نکن

قلب دیگه برام نمونده لعنتیا

دیگه نمونده

خستم کردین خسته شدم چرا ی بار منو ندیدی

همه بی رحمیو با من یاد گرفتن انگار

خدا

خدا تا کی

خستم دیگه نمیتونم نمیتونم این شوک هاروتحمل کنم

کی قراره وایسه؟

قلب یا نفس؟

هرکدوم ک هس سریعتر خواهش میکنم

برچسب: سریعترین ماشین جهان,سریعترین دانلود منیجر اندروید,سریعترین مرد جهان,سریعترین مرورگر اندروید,سریعترین حیوان جهان,سریعترین, شکن,سریعترین هواپیمای مسافربری جهان,سریعترین رپر جهان,سریعترین هواپیمای جهان,سریعترین راه لاغری, نویسنده: ماهان رضوانی تاريخ: يکشنبه 25 مهر 1395 ساعت: 10:59

ی حسی دارم انگار یکی دستشو گذاشته رو گلوم و دارهدخفم میکنه

خفه

دارن...دارم میمیرم

دوباره تنگی نفسم اومده سراغم چرا با هام اینکارارا میکنین چرا منوهمش...من

دیگه نمیتونم یعنق

نه دیوونه شدم دیوونه دیوونه دیگه دارم میپوسم دیگه نمیدونم چیکار کنم اخهچیکار کنم

خدا خودت میبینی تو چ وعضیم ن؟ خدآآآآآ

خدا

خدا من دیگ کم اوردم..مرسی ک هبستی

برچسب: چی کی کجا, نویسنده: ماهان رضوانی تاريخ: يکشنبه 25 مهر 1395 ساعت: 10:59

سلام! سلام وبلاگ عزیزم!بعد مدتها(و شاید به قول خودم سالهـا!) اومدم که دوباره اینجا بنویسم! نوشتنو نه هیچوقت رها نکردم...شاید تنها محرم راز های من دفترخاطرات های پر از درد و گاهی هم خوشحالیم باشه....اما روزای گذشته الان خیلی دور به نظرم میان...خیلی دور "همیشه بغض تو دنیامو لرزوند..." دنیا خیلی عوض شده.عجیب نیست!عاره برا هممون شاید عادی باشه که هر روز دنیامون با روز قبل فرق میکنه.شاید بهتر میشه و شایدم بدتر... دیگه انقدر هرروز همه چیز عوض شده که حتی خودمم به یاد نمیارم.احساساتمو، روز هامو..کسایی که برام مهم بودنو... "هوای گریه هامو داری یانه؟" یجورایی از یاد همه رادامه مطلب

برچسب: سالها بعد,سالها بعد من در كنار,سالها بعد من در کنار,سالها بعد من,سالها بعد من زنی هستم,سالها بعد قرار نیست,سالها بعد من در کنار زنی,سألها بعد طول غياب,نوستالژی سالها بعد,شاید سالها بعد, نویسنده: ماهان رضوانی تاريخ: يکشنبه 25 مهر 1395 ساعت: 10:59

سلام... امروزم ی روزیع بدتر از روزایی ک گذشت! دلیلش چیه، خب خودم خیلی خوب میدونم! اما هرچی ک هست حالمو خیلی بد کرده.ی اتفاق کوچیک که همه ی خاطراتو زنده میکنه برات... و باعث میشه ب شدت ب یک نفر ک دوستت داشته باشه و بیاد جلوت، عمیق نگا کنه تو چشات و محکم بگه: من هستم کنارت!غصه ی چیو میخوری؟ نیازمند بشی! ولی من، بخاطر همین شانس خیلی قشنگم، درست بعد همین اتفاق لعنتی تنها شدم! هیچکی نیست! بدتر از تنها ک بدونی هستن و نیستن! یعنی فقط برای تو نیستن... خیلی باید دردناک باشه نه؟برا من هست... نمیخوام هیچکس بیاد اینجا.برامم مهم نیست...اینجا فقط از غم مینویسم. پس چ بهتر ک کسیادامه مطلب

برچسب: نویسنده: ماهان رضوانی تاريخ: يکشنبه 25 مهر 1395 ساعت: 10:59

حتی ی آدم مجازی هم میتونه نفستو بند بیاره.

چ برسه ب ادمای واقعی :)

"مواظب حرفامون باشیم"

برچسب: نویسنده: ماهان رضوانی تاريخ: يکشنبه 25 مهر 1395 ساعت: 10:59

صفحه بندی