سالها بعد...!

خرید بک لینک
سلام!

سلام وبلاگ عزیزم!
بعد مدتها(و شاید به قول خودم سالهـا!) اومدم که دوباره اینجا بنویسم!

نوشتنو نه هیچوقت رها نکردم...شاید تنها محرم راز های من دفترخاطرات های پر از درد و گاهی هم خوشحالیم باشه....اما روزای گذشته الان خیلی دور به نظرم میان...خیلی دور

"همیشه بغض تو دنیامو لرزوند..."

دنیا خیلی عوض شده.عجیب نیست!عاره برا هممون شاید عادی باشه که هر روز دنیامون با روز قبل فرق میکنه.شاید بهتر میشه و شایدم بدتر...

دیگه انقدر هرروز همه چیز عوض شده که حتی خودمم به یاد نمیارم.احساساتمو، روز هامو..کسایی که برام مهم بودنو...

"هوای گریه هامو داری یانه؟"

یجورایی از یاد همه رفتم.غصه هام عوض شده.قبلا برای نبودن ی ادم گریه میکردم...الان زجر میکشم برا ی آدم دیگه!ی دوست...ی رفیق قدیمی والان اسمش شده ی دشمن!ی دشمن که برای زمین زدن من هرکاری میکنه و سوال من هنوزم اینه که ی روز خوبی که همه ازش حرف میزن کی قراره برسه؟

"با رویای تو بیدارم همیشه..."

درسام خیلی زیادن.هرروز حداقل 4ساعت درس میخونم!باشگاه میرم!مدرسه!

مشغولم!

انقد مشغول که شبامو یادم بره...اشا و بالش خیس یادم بره..

انقد که دیگه نفسی نگیره.انقدر که دیگه فکرو خیال ها نخوان بهم حمله کنن و دمار از روزگارم دربیارن!

آره...خیلی ع.ض شدم!

دیگه به تنها موندن عادت کردم..دیگه از حرفایی که ی روزی برا قلبم خنجر بودن ناراحت نمیشم!

اصلا قلبمو حس نمکینم!دارم سعی میکنم همه چیز یادم بره و تو فراموشی مطلق غرق بشم

غرق غرق!

شاید یروزه...شایدم دورورز!

شاید اصلا همه ی این اتفاقا همون روزی افتاد که با اشتها منتظر بودم ذرتم حاضر بشه و با روشن کردن گوشی و دیدن پیامِ بلند بالاش همه ی اشتهام یهو کور شد!

یا شایدم همون روزی که اومدمو دیدم اینجا هم کسی منو یادش نمونده!

یا شاید اون روزی که یه هفته از همه جا دور بودم و بعد برگشتنم دیدم فقط از چنلام پیام دارم!

شایدم اونروزی که داشتم از درد میمردم و اون برام از خوبیای دوستاش و عشقش حرف میزد!

"من انقد خواب بد دیدم که میخوام دیگه هیچوقت تو این دنیا نخوابم..."

انقدر جلوی آدما خوشحال به نظر میام که نمیدونی وبلاگ جان..

آهنگ مهدی یراحی قشنگه نه؟!

اما هیچوقت کسی هوای گریه های منو نداشت!

من فراموشش نکردم.اما اون منو یادش نمیاد....!

بخاطر بغضش همه کار کردمو اون فقط لبای پر لبخندمو دید..نه چشمای خیسمو!

هیچوقت نفهمید!

هیچکس نفهمید!

خدایا مرسی که هستی.داشتنت تا همیشه آرزوم میمونه..تویی که استثنای بزرگ من هسنی.تویی که این آدمی که هیچکس سعی نکرد دوستش داشته باشه رو دوست داشتی.تویی که برعکس همه بهش نارو نزدی.تویی که بی فکریاشو دیدی و بازم بخشیدی برعکس همه ادمایی که دور این بندت بودنو دنیاشو با تلافی هاشون سیاه کردن!

خدایا تو استثنای بزرگ منی...پیشم بمون!

پ.ن: کامنت نمیخوام :)

میدونم کسی به یادم نبوده.خودتونو با نه گفتن اذیت نکنید :) من فقط با وبلاگم حرف میزنم...

نوشته های یک سادیسمی ...

ما را در سایت نوشته های یک سادیسمی دنبال می‌کنید

برچسب: سالها بعد,سالها بعد من در كنار,سالها بعد من در کنار,سالها بعد من,سالها بعد من زنی هستم,سالها بعد قرار نیست,سالها بعد من در کنار زنی,سألها بعد طول غياب,نوستالژی سالها بعد,شاید سالها بعد, نویسنده: بازدید: 109 تاريخ: يکشنبه 25 مهر 1395 ساعت: 10:59

صفحه بندی