آخ دلم خواست!

خرید بک لینک
سلام...

امروزم ی روزیع بدتر از روزایی ک گذشت!

دلیلش چیه، خب خودم خیلی خوب میدونم!

اما هرچی ک هست حالمو خیلی بد کرده.ی اتفاق کوچیک که همه ی خاطراتو زنده میکنه برات...

و باعث میشه ب شدت ب یک نفر ک دوستت داشته باشه و بیاد جلوت، عمیق نگا کنه تو چشات و محکم بگه: من هستم کنارت!غصه ی چیو میخوری؟

نیازمند بشی!

ولی من، بخاطر همین شانس خیلی قشنگم، درست بعد همین اتفاق لعنتی تنها شدم!

هیچکی نیست!

بدتر از تنها ک بدونی هستن و نیستن!

یعنی فقط برای تو نیستن...

خیلی باید دردناک باشه نه؟برا من هست...

نمیخوام هیچکس بیاد اینجا.برامم مهم نیست...اینجا فقط از غم مینویسم.

پس چ بهتر ک کسی نیاد!هیچکس!

دوست نداشتم غصه هامو بریزم تو قلب بقیه برا همین اومدم اینجا!

وبلاگمو و سکــــــــــوت :)

دلم پیاده روی میخواد.از پیاده روی هایی ک قبلش برنامه ریزی ای درکار نبوده ولی از شانست همون کیفی همراهته که هندزفری تو جیبِ کوچیک جلوش جا شده!

از اون پیاده روی هایی که کتونی پاته ولی یادت هس، که قرار بوده کفش بپوشی و ی بی حواسی کوچیک!

از اون پیاده روی های خاص پر از شانس و یهویی های کوچیک تو عصرِ آروم کنار بوق ماشین های تو خیابون و نم سرد و "غمناک" هوا و آهنگ #عاشق که تو گوشت مدام پلی میشه...

آخ دلم خواست!

تنهایی راه بری و بری و بری...به صدای احسان گوش بدی و بخندی که مردمی ک از کنارت رد میشن از لبخندت انرژی بگیرن!سرتو بالا بگیری و قدم برداری که ب کسی نه، به خودت ثابت کنی هنوز کمرت خم نشده!

آخ دلم خواست!

خدایا مرسی ک همیشه هستی....

نوشته های یک سادیسمی ...

ما را در سایت نوشته های یک سادیسمی دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 188 تاريخ: يکشنبه 25 مهر 1395 ساعت: 10:59

صفحه بندی